اخیراٌ توجه ام به فیلم ها و سریال های ایرانی خیلی زیاد شده از اون جهت که دوست دارم ببینم چقدر مشکلات ما به تصویر کشیده میشه یا به عبارتی چه جور به تصویر کشیده میشه.چقدر با واقعیت فاصله داره و درنتیجه چقدر باید تلاش کنیم تا حقیقت را نشان بدیم چون نمی تونیم منکر این موضوع بشیم که تلویزیون ایران تاثیر خیلی زیادی روی خیلی از قشرهای جامعه ایران میزاره جامعه ای که تلاش می کنیم همه آگاه باشند نه فقط قشر خاصی از مردم و در برهه  خاصی از زمان

فیلم ها و سریال های ما پر شده ار تصویر زنان و دخترانی که به تباهی کشیده شده اند زنان مطلقه ا ای که برای امرار معاش به هر کاری دست می زنند دخترانی که برای امرار معاش خیانت می کنند دخترانی که کلاهبردار شده اند..زنانی که توانایی اداره یک زندگی به تنهایی را ندارند و حاضرند به ازدواج هر مردی در بیایند.زنانی که نصف عمرشان را در راهرو های دادگاه می گذرانند بدون اینکه به حقشان برسند..دختران جوانی که بیوه شده اند و برای همیشه راه بدبختی را ادامه می دهند.. زنانی که در تب خیانت شوهرانشان می سوزنند

اما جالب تر هر چیزی واکنش مردم ما به این موضوعات هست.موضوعاتی که بی شک واقعیات اجتماعی جامعه ما هستند

توی صف انتظار.توی تاکسی توی قطار میان بحث های دوستان توی سایت ها توی وبلاگ ها واکنش های مختلف هست عده ای می پذیرند عدهای نمی پذیرند عدهای نقد می کنند عده ای شکایت می کنند عده ای همراه می شوند اما اون چه برای من جالب بود این هست که با وجود اینکه هیچ کس به طور مطلق مخالف وجود این واقعیات نیست اما هیچ کس به ریشه این واقعیات نگاه نمی کرد هیچ کس از ریشه ها حرف نمی زد کسی از پشت پرده ها حرف نمی زد

کسی نمی گفت خوب چرا؟چرا بعضی از دختران و زنان ما با این مشکلات زندگی می کنند؟چرا بعضی از دختران و زنان ما چنین آینده ای در انتظارشان است ؟و چرا بیشتر دختران و زنان ما ترس از بر خورد با این آینده را دارند؟

“دخترانی که با مرد زندگی شان ازدواج می کنند خوش بخت هستند اما به محض فوت شوهر و یا خیانت شوهرشان همه چیز رنگ دیگری به خود میگیرد.دخترانی که با از دست دادن پدرشان سایه فساد و تباهی بر زندگی شان حکم فرما می شود و..”

اما درمقابل  مرد ایرانی که زنش فوت می کند یا طلاق می خواهد یا پسری که پدرش را در نوجوانی از دست می دهد.. واقعیت حرف دیگری را میزند.چرا؟

بحث از استثنائات نیست، بحث از واقعیات زمان حال نیست، بحث از ریشه هاست بحث از نحوه آموزش است بحث از شیوه هاست، شیوه های یادگیری .بحث از خیلی وقت پیش است همان وقتی که دخترانمان به دنیا می آیند

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که قدرت اداره یک زندگی، قدرت اداره یک خانواده، قدرت تلاش برای ادامه حیات،قدرت تلاش برای به دست آورد پول برای مرد هست برای مرد زندگی

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که بهترین شما کسی است که بهترین مرد را به دست می آورد مردی که تمام این قدرت ها را دارد نه کسی که خودش صاحب تمام این قدرت هاست

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که شکننده ترین شما لطیف ترین شماست وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که لطیف ترین و ظریف ترین شما بهترین شماست نه محکم ترین و نه با صلابت ترین و نه نیرومندترین شما

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که بهترین شما زیباترین شماست

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که بهترین شما محجوب ترین شماست

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که با احساس ترین شما ضعیف ترین شماست

وقتی با این نگاه دخترانما ن را بزرگ می کنیم که جسور ترین شما منفور ترین شماست

وقتی با این نگاه دخترانمان را بزرگ می کنیم که زیبا ترین شما پر زرق و برگ ترین شماست

وقتی با دخترانمان تمرین ایستادگی نمی کنیم

وقتی با دخترانمان تمرین آزادگی و و شجاعت و جسور بودن نمی کنیم

وقتی دخترانمان را از توانایی اداره یک زندگی به تنهایی می ترسانیم

وقتی دخترانمان را از تنهایی میترسانیم

وقتی دخترانمان را از جامعه گرگ صفت می ترسانیم

وقتی دخترانمان را از جسور بودن می ترسانیم

وقتی دخترانمیان را از دیده شدن می ترسانیم

وقتی دخترانمان را از تک صدا شدن می ترسانیم

وقتی دخترانمان را از شجاعت می ترسانیم

وقتی به جای روبه رو کردن ان ها با واقعیات جامعه آن ها را از واقعیات دور  می کنیم و خودمان ایستادگی می کنیم

دختران ما هرگز مانند پسران و مردان ما یاد نمی گیرند که تلاش کنند، یاد نمی گیرند قدرت را در دستانشان حفظ کنند

یاد نمی گیرند ایستادگی کنند

یاد نمی گیرند خطر کنند

یاد نمی گیرند به تنهایی در جامعه زندگی کنند

یاد نمی گیرند حمایت کنند

یاد  نمی گیرند به زنان دیگر کمک کنند

یاد نمی گیرند حقشان را بگیرند

یاد نمی گیرند حقوقشان را حفظ کنند

یاد نمی گیرند یک زن توانا باشند

یاد نمی گیرند این توانایی را به دخترانشان آموزش بدهند

یا نمی گیرند نماد باشند

نماد آنچه آفریده شده اند

نماد یک انسان کامل